

| نگاهي به زندگي و کارنامه آنتوان چخوف ; جوان 150 ساله جهان داستان |
|
|
| شنبه, 10 بهمن 1388 13:52 | |||
|
آنتوان چخوف از بزرگترين نويسندگان روسيه و به تعبيري «مهمترين داستانکوتاهنويس همه دورانها»ست. ۲۹ ژانويه امسال(دیروز)، 150 سال از تولد و بيش از يک قرن از مرگ او، که همچنان ستايشگران و خوانندگان فراواني دارد، گذشت.
برخي از عبارتهايي که در توصيف و ستايش آنتوان چخوف (۱۹۰۴-۱۸۶۰ ميلادي) نوشته شده اندکي اغراقآميز بهنظر ميرسد. اما تاثيري که آثار او با گذشت بيش از يک قرن از مرگش، بر نويسندگان ميگذارد و توجه خوانندگان به نوشتههايش، او را در جايگاهي قرار ميدهد که نصيب کمتر داستاننويسي شده است. چخوف از سالهاي جواني، همانقدر مورد علاقه خوانندگانش بود که احترام همکارانش را برميانگيخت؛ نويسندهاي که هنگام مرگ زودهنگام در 44 سالگي، ربع قرن نوشتن بيوقفه را پشتسر ميگذاشت و حدود 700 داستان کوتاه نوشته بود. آثاري که هنوز ميشود دوباره خواند لئو تولستوي چند سالي پيش از مرگش مينويسد: «چخوف از معدود نويسندگاني است که مانند چارلز ديکنز و پوشکين، هميشه ميشود کارهايشان را دوباره خواند.» نويسنده «جنگ و صلح» اين را اواخر قرن نوزدهم، زماني نوشت که شهرت و اعتباري جهاني داشت و پنهان نميکرد، آثار نويسندگان نسل جوان زياد به مذاقش خوش نميآيد. چخوف يکي از اين نويسندگان بود که تازه 30 سالگي را پشتسر گذاشته بود. در ميان مطرحترين داستاننويسان امروز نيز کم نيستند کساني که مانند تولستوي آثار چخوف را همچنان خواندني ميدانند. ريموند کارور آمريکايي يکي از اينهاست که در داستاني به زندگي نويسنده روسي ميپردازد و علاقه خود را به آثارش نشان ميدهد. آنتوان چخوف نوشتن و انتشار آثارش را پيش از 20سالگي شروع کرد و خيلي زود مورد توجه خوانندگان و منتقدان قرار گرفت. اين استقبال عمدتا متوجه نوشتههاي طنز و داستانهاي کوتاهش ميشد. نخستين نمايشنامههاي او چنان با سردي و انتقاد روبهرو بود که چخوف را تا مرز دست کشيدن از اين کار پيش برد. اولين موفقيت چخوف در اين زمينه اجراي «مرغ دريايي» در سالن تئاتر مسکو، هفت سال پيش از مرگش بود. او در اين دوران داستاننويسي مشهور بود که آوازهاش هر روز از مرزهاي روسيه فراتر ميرفت. تحصيل پزشکي با درآمد نويسندگي چخوف از ۲۰ تا ۲۴ سالگي، هنگام تحصيل پزشکي از راه نوشتن متنهاي کوتاه و طنز مخارج مادر، خواهر و برادرانش را نيز تامين ميکرد. اين نوشتهها در نشريههاي آن زمان و با نام مستعار منتشر ميشد. در سال ۱۸۸۴، همزمان چند اتفاق مهم در زندگي چخوف افتاد؛ پزشک شد و در حومه مسکو مطب باز کرد، نخستين مجموعه داستانش منتشر شد و نخستين علائم ابتلا به بيماري سل در او بروز کرد. از همين سال بود که چخوف داستانهايش را با نام خودش منتشر ميکرد. دومين مجموعه از اين داستانهاي کوتاه، «هنگام غروب»، جايزه پوشکين را از بخش ادبيات آکادمي علوم روسيه (۱۸۸۸) نصيب نويسنده کرد. شهرت و محبوبيت چخوف با اجراي موفقيتآميز نمايشنامههايش به اوج رسيد. در تشیيع جنازهاش، آنگونه که ماکسيم گورگي شرح جزئيات آن را نوشته، به جز روشنفکران و نويسندگان جمعيت مردم عادي بهقدري زياد بود که چندين خيابان مسکو بسته شده بود. نويسنده «باغ آلبالو» با اغلب هنرمندان همعصرش، از جمله چايکوفسکي و ماکسيم گورکي رابطهاي دوستانه داشت. او در سال ۱۹۰۰ به عضويت افتخاري آکادمي علوم انتخاب ميشود، اما دو سال بعد به عنوان اعتراض به بازپس گرفتن اين عنوان از ماکسيم گورکي، به دليل فعاليتها و مواضع سياسي او، از عضويت در آکادمي کناره گرفت. داستاننويس؛ شاهد به جاي قاضي چخوف از نخستين کساني بود که ايجاز يا اقتصاد کلمه را در داستاننويسي به دقيقترين شکل ممکن پياده کرد. بسياري از نويسندگان، حتی تا امروز، او را سرمشق خود ميدانند. ايجاز و بيطرفي شايد دو ويژگي مهم سبک کار چخوف باشد. او گرچه از نويسندگان رئاليست بهشمار ميرود، برخلاف برخي از بزرگان اين سبک چون بالزاک، علاقهاي به تشريح جزئيات رفتار، گفتار و موقعيت شخصيتهاي داستانهايش نداشت. مهمتر اينکه، چخوف عميقا معتقد بود کار نويسنده قضاوت انسانها و ارشاد آنها نيست. اين رويکردي است که چخوف از همان سالهاي نخست نويسندگي آگاهانه انتخاب کرد و همواره به آن پايبند بود. پرهيز از دادن حکمهاي قطعي درباره انگيزه و نتيجه کنش و گفتار آدمها در پايانبندي بسياري از داستانهاي او نمايان است. پيشگامان داستاننويسي فارسي، مترجمان چخوف آغاز ترجمه داستانهاي چخوف به فارسي با شروع داستاننويسي مدرن در ايران همزمان بوده است؛ اتفاقي نيست که سه نويسنده پيشگام داستاننويسي ما، محمد علي جمالزاده، بزرگ علوي و صادق هدايت، همه از مترجمان آثار همکار روسيشان بودهاند. نجف دريابندري، سيمين دانشور، کريم کشاورز، هوشنگ پيرنظر، رضا آذرخشي، احمد گلشيري و احمد شاملو از جمله افرادي هستند که در سالهاي بعد داستانها و نمايشنامههايي از چخوف را به فارسي برگرداندهاند. ترجمههاي مکرر و ادامه انتشار آثار چخوف نگاهي به کتابهاي تازه منتشر شده آنتوان چخوف در يک دهه گذشته و تجديد چاپ آثار او به زبان فارسي نشان ميدهد، اين نويسنده روسي به هيچوجه فراموش شده نيست؛ «برگزيده داستانهاي آنتوان چخوف» ترجمه رضا آذرخشي و هوشنگ رادپور که چاپ سوم آن ۱۳۸۷ در مشهد منتشر شد؛ «به سلامتي خانمها» ترجمه حميدرضا آتشبرآب و بابک شهاب که چاپ دوم آن را انتشارات آهنگ ديگر، ۱۳۸۳، به بازار عرضه کرد، ترجمه ديگري زير همين عنوان از احمد پوري که ۱۳۸۱ منتشر شد؛ «آنتوان چخوف، بهترين داستانهاي کوتاه» ترجمه احمد گلشيري، انتشارات نگاه، ۱۳۸۱؛ «آنتوان پاولوويچ چخوف» که سال ۱۳۷۹ در سلسله معرفينامه «ادبيات روس» زير نظر خشايار ديهيمي از سوي چاپ نشر ني به بازار آمد؛ چاپ سوم «نامههاي چخوف به همسرش»، آذر ماه ۱۳۸۸، با ترجمه احمد پوري و... تعداد اندکي از کتابهايي هستند که در 10 سال گذشته از چخوف به فارسيزبانان عرضه شدهاند.
|