|   
حفظ محیط‌زیست، اساس توسعه پایدار چاپ پست الکترونیکی
یک شنبه, 04 مرداد 1388 01:52

تهران در دهه اخیر با مسائل و معضلات متعددی مواجه شده است که شماری از آنها در سطح جهانی دامنگیر بسیاری از کلانشهرهاست. معضلاتی مانند افزایش آلودگی زیست‌محیطی و تخریب منابع طبیعی شهر و پیرامون آن، محدود بودن ظرفیت‌های شهر در برابر رشد دائمی جمعیت که ابعادی نگران‌کننده یافته است. معضل بیکاری و لزوم توزیع عادلانه ثروت و امکانات شهر، گسترش آزاردهنده ناهنجاری‌های اجتماعی که آشکارا کیان اجتماع را تهدید می‌کند و بسیاری از مسائل خرد و کلان و آشکار و نهان دیگر. این معضلات جدی، همگی عوامل ناپایداری‌اند و امروز دستیابی به الگوی توسعه شهری پایدار به مثابه تقدم نخستین، پیش‌روی مدیریت شهری در کلانشهرهایی همچون تهران قرار دارد.
اگرچه تعریف واحدی برای «توسعه پایدار» وجود ندارد و تعدد تعریف‌های مطرح نیز بیش از آن است که بتوان از همه آنها یاد کرد، ولی تمام این تعریف‌ها در یک وجه اصلی و اساسی اتفاق نظر دارند که همانا پایداری ظرفیت‌های حیاتی انسان در کره زمین است. به عبارت دیگر، توسعه پایدار در جست‌وجوی یافتن راه‌هایی است که انسان بدون تخریب ظرفیت‌های فضای زیستی خود (در همه ابعاد) نیازهای فعلی‌اش را برآورده می‌کند.
از این رو مفهوم پایداری، در محورهای متعددی قابل بررسی است. پایداری زیست‌محیطی مهم‌ترین این محورهاست، ولی در ترسیم الگوی توسعه پایدار شهر، محورهای دیگری چون پایداری کالبدی، پایداری اقتصادی و پایداری اجتماعی و فرهنگی نیز نقش راهبردی دارند. پایداری کلانشهر تهران در هر یک از این محورها، مستلزم تجهیز منابع و سازوکارهای مدیریتی متفاوت با امروز است. آینده تهران در گرو کشف استعدادها و استفاده از توانمندی‌های شهر، توسعه انسانی و فعال‌سازی نیروی انسان جوان آن، بهره‌گیری از منابع مالی بالقوه ناشناخته و در نهایت ایفای نقش این کلانشهر در عرصه جهانی و گشایش به سوی دنیای خارج به‌ویژه حوزه‌های همجوار است.
با توجه به آنچه گفته شد، میزگرد این شماره گسترش صنعت به موضوع «بنیادهای توسعه پایدار» پرداخته و با حضور مهندس علیرضا فدایی، مدیرکل توسعه پایدار سازمان حفاظت محیط زیست، مهندس سیدمحمد مجابی قائم‌مقام مرکز مطالعات و تحقیقات شهرداری، مهندس شیرین ابوالقاسمی مشاور محیط زیست استان تهران، دکتر حمید گشتاسب مدیر پژوهش علمی آموزشکده حفاظت محیط زیست و دکتر احمد طالبی عضو هیات علمی آموزشکده حفاظت محیط زیست برگزار شده که نظرات آنها را در ادامه می‌خوانید.
* به عنوان شروع، بحث را از پديده haze يا همان ريزگرد عربي آغاز کنيم که از کشور عراق و کشورهاي ديگر وارد کشور ما شد و خسارت‌هايي را وارد کرد. در همين ارتباط طي ۵۰ – ۶۰ سال گذشته بحث توسعه در کشور ما مطرح بوده است اما به نظر مي‌رسد که توسعه را منهاي محيط زيست پياده کرده‌ايم. نظر شما در اين باره چيست؟
مجابي: بخش صنعت يکي از جايگاه‌هاي اصلي است که در روند توسعه مشکلاتي را ايجاد مي‌کند. بر اين اساس نگاه به محيط زيست و صنعت مي‌تواند از اهميت زيادي برخوردار باشد.
در ابتدا به اين سوال بپردازيم که چرا بايد به توسعه پايدار توجه کرد؟ چه لزومي دارد که به توسعه پايدار پرداخته و چه مولفه‌هايي دراين راه مطرح هستند و بعد به تحليل شرايطي در کشور بپردازيم و در آخر وضعيت منطقه را مورد بررسي قرار دهيم. دراين راستا براي توسعه پايدار بايد نگاهي به کشور‌هاي در حال توسعه و نيم نگاهي هم به کشور‌هاي توسعه يافته داشته باشيم تا شايد با استفاده از روش‌ها و تجربيات آنها بتوانيم چالش‌ها را مناسب‌تر مورد بحث و بررسي قرار دهيم.
دررابطه با توسعه يک گستره وجود دارد که در يک طرف آن مي‌گويند همه چيز عالي است و وفور نعمت وجود دارد و اگر جمعيت زياد شود اشکالي ندارد. در نگاه مقابل، طبيعت گرا‌ها هستند که مي‌گويند اصلا هيچ اتفاقي نبايد بيفتد و همه چيز به صورت طبيعي بايد وجود داشته و همه کارها به صورت طبيعي پيش رود و در اين راستا هرچه دست به ترکيب بزنيم آن را خراب ترکرده‌ايم.  اما اگر ما بخواهيم يک نگاه منطقي و واقع بينانه به مبحث توسعه پايدار داشته باشيم در ابتدا بايد بدانيم که توسعه حق مسلم و طبيعي همه جوامع بشري است. دراين مسيري که ما توسعه را حق جوامع بشري مي‌دانيم بايد رفاه که يکي از مسائل مهم در ايجاد توسعه است، ايجاد شود.
اما چه توسعه‌اي و چه رفاهي؟ توسعه بايد، توسعه‌اي باشد که مولفه‌هاي آن مسير رسيدن به توسعه را به شکلي هدايت کند که منجر به توسعه پايدار شود و بقا و دوام را با خود به ارمغان بياورد و در اين راستا ما نبايد شاهد آن باشيم و براي رسيدن به شرايط مناسب‌تر هزينه کنيم.
توسعه پايدار داراي تعاريف متعددي در جوامع مختلف است، از تعريف‌هاي بسيار پيچيده گرفته تا تعريف‌هاي بسيار ساده. بنابراين ارزش توسعه پايدار به اين است که هر کس در حيطه دانش خودش از آن بهره‌اي ببرد.  اما يک تعريف بسيار ساده از توسعه پايدار وجود دارد که عبارت است از: آينده را در امروز ديدن. براين اساس آنچه که اهميت دارد اين است که در همين تعبير بسيار ساده ما بايد به تعبيري به عدالت بين نسلي هم بپردازيم. بر اين اساس دفاع از حق و يا عدالت بحثي است که در فرهنگ ما نهادينه شده است. ما بايد بررسي کنيم که کشور ما با اين پيشينه تاريخي، فرهنگي و تعهدات ديني و مذهبي در چه جايگاهي قرار دارد. به اعتقاد من فرهنگ کشور ما به گونه‌اي است که به توسعه پايدار توجه ويژه‌اي دارد.
مولفه‌هاي متعددي در زمينه توسعه پايدار وجود دارد اما مي‌توان آن را به سه دسته تقسيم کرد که عبارتند از: اقتصادي، اجتماعي و محيط زيست.
تاريخ ايران باستان و فرهنگ ما نشان از آن دارد که به طبيعت و محيط زيست توجه بسيار زيادي داريم. به عنوان نمونه اگر به معبد آناهيتا برويد شاهد خواهيد بود که با آب چه برخوردي مي‌کنند و به عناصر اصلي حيات چه احترامي مي‌گذارند.
هنگامي که وارد بحث اسلام مي‌شويم جايگاه احترام به محيط زيست روشن مي‌شود که يک نگاه عرفاني نسبت به اين موضوع وجود دارد. در اين زمينه رسول گرامي اسلام فرموده‌اند: هر آنچه که وجود دارد ممکن‌الوجود است و وجودش را از واجب‌الوجود که خدا هست عاريت گرفته، بنابر اين هر موجودي نشاني از وجود دارد و چون نشان از وجود دارد هر موجودي نشاني از خدا دارد بر اساس اين تعريف با هر موجودي که ما مواجه مي‌شويم بايد به آن احترام گذاشته و حرمت آن را نگاه داريم چون نشان از خدايي دارد که معبود ماست. دراين رابطه سعدي مي‌فرمايد:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.
اما از جهت مديريت چه؟ از جهت مديريت رسول گرامي اسلام از مديريت جنگ بحث می‌کنند و می فرماید در جنگ شرايطي است که همه مسائل به کنار مي‌رود و در اين راستا فقط بايد به مقوله اصلي جنگ پرداخت. در غير جنگ قتل، آتش زدن و تخريب امکان ندارد اما در جنگ همه اين مسائل آزاد و با فرد متخاصم برخورد مي‌شود.  ما در فرهنگ ايراني و اسلامي يک چنين نگاه دقيقي را به مسائل محيط زيست داريم و به عنوان يکي از معدود کشورهايي به شمار مي‌رويم که در قانون اساسي خود تعريف توسعه پايدار را داريم.
بر اين اساس اصل ۵۰ قانون اساسي يک تعريف جامع از توسعه پايدار دارد که به صراحت مي‌گويد هر آنچه که در مسير توسعه منجربه تخريب و يا آلودگي غيرقابل جبران در محيط زيست شود ممنوع است.
فدايي: نکات اساسي را مهندس مجابي در زمينه توسعه پايدار و نگاه جهاني به آن مطرح کرده‌اند.
به‌عنوان يک پيش‌فرض در مبحث توسعه پايدار اگر بخواهيم براي آن ضمانت اجرایي درنظر بگيريم بايد دو نکته را مد نظر داشته باشيم. اول اين‌که چه چيزي مي‌تواند به بحث آمايش سرزمين و توسعه پايدار ضمانت اجرایي ببخشد؟ يعني اگر ما در ابتدا يک تعريف مشخصي از سرزمين نداشته باشيم و ندانيم در اين مجموعه‌اي که به عنوان جهان هستي در آن زندگي مي‌کنيم در چه جايي چه کاري را بايد انجام دهيم طبيعتا در راه توسعه و پايداري آن هم نمي‌توانيم گام برداريم. اگر به‌طور کلي بحث آمايش سرزمين را در راستاي توسعه پررنگ ببينيم و برنامه‌ريزي کنيم مي‌توانيم نقش توسعه و در نگاهي کلي‌تر نقش توسعه پايدار را تاثيرگذار ببينيم و هر چه را در جاي خودش قرار دهيم.  آنچه که بيش از هر موردي جلب توجه مي‌کند اين است که ما بايد نسبت به هر مساله‌اي يک برنامه داشته باشيم. مهندس مجابي اشاره فرمودند که در يک جامعه، هم توسعه ضرورت دارد و هم رفاه اجتماعي. بنابراين زماني که بحث جهان صنعتي و توسعه صنعتي ايجاد شد همه به دنبال حرکت در راستاي توسعه آن بوده‌اند اما متاسفانه اين توسعه دقيقا با يک روند بي‌برنامه و باتخريب منابع شروع  شده و ادامه يافته است.  در مقابل گروهي که مي‌گفتند بايد بر سر راه توسعه قد علم کرد گروهي ديگر نيز وجود داشتند که خواستار جلوگيري از بهره‌وري بي‌رويه منابع بودند و مي‌گفتند: افرادي به بهره‌برداري بي‌رويه و استفاده‌هاي بي‌برنامه از منابع شروع کردند و اين روند به تخريب بيش از حد جهان هستي منجر شد و تبعات آن را امروزه به شکل کاملا گسترده مشاهده مي‌کنيم. در اين مورد مي‌توان بحث تخريب لايه ازن و يا گرماي شديدي که امروزه در تمام دنيا حاکم است اشاره کرد که اين موارد يکي از استفاده‌هاي بي‌رويه از تخريب منابع به شمار مي‌رود.
بنابراين ما بايد به عنوان يک پيش‌زمينه بحث آمايش سرزمين را جدي گرفته و با يک نگاه زيربنايي فعاليت کنيم تا از اين رهگذر بتوانيم در بخش توسعه پايدار برنامه‌هاي مدون خودمان را تدوين و به اجرا بگذاريم.
در اينجا اين سوال مطرح است که چه الگويي را بايد مبناي کارمان قرار دهيم تا بتوانيم توسعه را پايدار کنيم؟ بخصوص در زمينه‌هاي اجتماعي من مي‌خواهم اشاره به يکي از آيات قرآن مجيد کنم که خداوند مي‌فرمايد: (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا) هرچند که معناي ضمني اين آيه خطاب به دو موضوع خوردن و آشاميدن است ولي بسيار پر معناست و معاني اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي را در بر مي‌گيرد بر اساس اين آيه تعريف جامعي از توسعه پايدار در اسلام داريم که معناي آينده را در امروز ديدن از آن استنباط مي‌شود.
اگر بخواهيم اين آيه را در زمينه توسعه پايدار مد نظر قرار دهيم مصداق جمله از همه چيز درحد نيازتان استفاده کنيد است.
من باز هم تاکيد مي‌کنم که اگر به اين آيه توجه ويژه شود و در همه ابعاد جامعه بسط و توسعه پيدا کند نبايد نگران آينده باشيم و مجموعه منابعي که خداوند به ارمغان آورده اگر به صورت مناسب از آن استفاده شود تا ابد براي آيندگان نيز باقي خواهد ماند.  همانگونه که گفته شد، توسعه پايدار داراي سه مولفه اقتصاد، اجتماع و محيط زيست است و من مولفه اخلاق را به اين موارد اضافه مي‌کنم که اين سه مولفه را تحت الشعاع خود قرار مي‌دهد و ضمانت اجرا در آن وجود دارد. بر اين اساس اگر مولفه‌هاي اخلاقي را در زمينه بحث‌هاي توسعه در دستور کار خود قرار دهيم طبيعتا همه چيز را مي‌تواند تضمين کند.
اکنون ما براي اين‌که به توسعه پايدار برسيم بايد همه کنوانسيون‌ها و مصوبات بين‌المللي را که حد و مرز آن بحث‌هاي اخلاقي است، رعايت کنيم. يعني زماني که يک ابر قدرتي احساس کند که منافع اقتصادي، سياسي و اجتماعي آن در حال به خطرافتادن است توسعه را در دستور کار خود قرار مي‌دهد و تمام حريم‌ها را مي‌شکند و به ناپايداري روي مي‌آورد. جنگ عراق، عربستان و همه جنگ‌هايي که اتفاق افتاده، حکايت از آن دارد که اينها اصلا مباني اخلاقي را مد نظر قرار نمي‌دهند به عنوان نمونه جنگ و تخريبي که در افغانستان ايجاد شده کل کره زمين را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد.
بنابراين بحث اخلاق يکي از بحث‌هاي ريشه‌اي است که مي‌تواند تضمين‌کننده تمامي ارکان توسعه پايدار باشد.
* آقاي دکتر ما همه اين اصول را داريم. ولي در عمل بيش‌ترين خسارت‌ها را هم به محيط زيست مي‌زنيم نظير تالاب انزلي، درياچه پريشان، سازه‌هاي آبي شوشتر که جزو ميراث جهاني به ثبت رسيده‌اند حالا در اين زمينه
چه بايد کرد. به نظرمن مباحث اخلاقي، ديني و اقتصادي خيلي خوب هم است ليکن جاي اين سوال باقي است که چرا کار اجرایي در اين زمينه نداريم؟
گشتاسب: اساسا امروزه اصطلاح توسعه پايدار در سراسر جهان به کار گرفته مي‌شود. ما در کليه وسايل ارتباط جمعي و مصاحبه‌ها و سخنراني‌ها اين وا‌ژه را مي‌شنويم و کمتر جلسه‌اي در سطح بين‌المللي برگزار مي‌شود که مبحث توسعه پايدار در دستور کارش نباشد.
اما متاسفانه با وجود همه اين تفاسير شمار کمي از مردم مفهوم توسعه پايدار را درک مي‌کنند و حتي من مي‌توانم بگويم تعداد کساني که راه‌هاي دستيابي به توسعه پايدار را بدانند انگشت شمار هستند و اين واژه در مسائل زيست محيطي نوپاست و به همين سبب داراي مشکلات اساسي است.
من مي‌خواهم اين را بگويم که توسعه پايدار يک واژه‌اي است که ريشه در علم اکولوژيک دارد و کاملا بر مبناي اصول علمي استوار است، يعني همان‌طور که شما در مسائل ترنوديناميک با يک‌سري قوانين پايدار ارتباط پيدا مي‌کنيد. توسعه پايدار هم همين‌گونه است و قوانين خاص خودش را دارد.
آقاي فدايي به نکته خيلي مهمي اشاره کردند. اگر امروزه ما با مشکلاتي در سطح جامعه خود از بعد زيست‌محيطي روبه‌رو هستيم، بايد بدانيم که اين مشکلات مختص کشور ما نيست و تقريبا در سراسر جهان به شکلي نامتجانس وجود دارند.
بايد بدانيم که نگاه تصميم‌سازان و تصميم‌گيرندگان ما تا چه حد با اين سازگاري دارد و تا چه حد ما به الزامات آن در عمل اعتقاد داريم.
ما پذيرفتيم که توسعه راهي ندارد جز اين‌که در آخر راه پايداري آن را مشاهده کنيم و گرنه آن چيزي مي‌شود که اکنون ما کم و بيش با آن روبه‌رو هستيم ما بايد مفهوم توسعه پايدار را درک کنيم و در مکاني شهري نسازيم که براي پايداري شهر مناسب نيست و همچنين در جايي کشاورزي نکنيم که براي آن هيچ پتانسيلي را از نظر اکولوژيک و اجتماعي آن به همراه ندارد. اين مسائل اکولوژيک، اقتصادي و اجتماعي است که پايداري را به دنبال خود مي‌آورد و بر اين اساس نگاه يک سويه به هر کدام از اين موارد ما را به سمت ناپايداري خواهد برد.
در برخي از موارد ما با اموري روبه‌رو مي‌شويم که يک طرحي مراحل پاياني خود را طي کرده و بعد متاسفانه زماني سازمان محيط زيست در جريان کار قرار مي‌گيرد که ديگر کاري نمي‌تواند انجام دهد.  شايد اغلب ناهنجاري‌هايي که با آن روبه‌رو هستيم به خاطر ناهماهنگي و نديدن محيط زيست در طرح‌ها و برنامه‌ها در همان ابتداي کار باشد.
* مگر در قانون تصويب نشده که اين مجوزها، مجوز محيط زيست است.
گشتاسب: شما اگر برنامه‌هاي توسعه دولت را ملاحظه بفرماييد، مي‌بينيم که يک فرآيند تکاملي را حداقل بعد از پيروزي انقلاب اسلامي پشت سر گذاشته‌ايم. اگر در اوايل نگاه ما نسبت به محيط زيست يک نگاه گذرا بوده، اما بعدا در اسناد برنامه ما به يک نگاه تکاملي رسيده‌ايم. که با يک برنامه يک در هزار شروع مي‌شود و به چند تبصره مي‌رسد. نگاه دولت هم اين است که هيچ فعاليت توسعه‌اي بدون امکان‌سنجي و مکان‌يابي نبايد صورت گيرد و اين شايد بيشتر در چارچوب همان سند طرح مي‌گنجد و در اجرا مي‌بينيم که فعاليت ها در قالب برنامه و با نگاه به آن حرکت نمي‌کند. درست زماني ما با اين مسائل برخورد مي‌کنيم که بخش اعظمي از فعاليت‌هاي پروژه‌ها حداقل در تخفيف ، تخصيص و يا اعتبار به پايان رسيده و بعد محيط زيست درگير با اين مسائل خواهد شد که به‌دنبال آن تنش‌هاي خاص خودش را هم براي سازمان به همراه دارد و هم تنش‌هايي را ميان مردم و سازمان و همچنين دولت و سازمان ايجاد خواهد کرد. ولي به نظر من اين ناهماهنگي بيشتر ناشي از همين عدم هماهنگي در تعاريف و پروژه‌ها و طرح هاست که بايد تعاريف دقيق‌تري در آنها صورت گيرد.
اگر بخواهيم با سند برنامه پيش رويم و آن نگاهي که دولت به برنامه‌هاي خودش دارد مسلما اولين مساله‌اي که مي‌تواند ما را به سمت پايداري هدايت کند همان بحث آمايش سرزمين است.
آمايش سرزمين هر چند يک علم جديد است و از دهه ۱۹۵۰ به بعد با اين واژه آشنا شده‌ايم ولي در اين ميان کشورهايي را مي‌بينيم که آمايش را مبنا براي حرکت دولت به سوي توسعه تعريف مي‌کنند. بنابراين ما هم براي اين‌که يک محيط زيست پويا و پايدار داشته باشيم بايد يک نگاه آمايشي براي خود در نظر بگيريم که دکتر احمدي‌نژاد بر همين مساله تاکيد داشته‌اند.  بنابراين اگر نگاه آمايشي در فعاليت‌هايمان نداشته باشيم ديگر شهر را بر روي تشکيلات شيت (سري‌سازي) نمي‌سازيم و فونداسيون (پي) آن هيچ وقت محکم نخواهد شد و در عين حال بحث فاضلاب آن هيچ‌وقت حل نخواهدشد همه اين مشکلات به خاطر اين است که فعاليت‌هاي ما بر مبناي قابليت‌ها و اکولوژيک زمين برنامه‌ريزي نمي‌شود.
ابوالقاسمي: من در اينجا مي‌خواهم بحث ديگري از توسعه پايدار را مطرح کنم که محيط زيست هم در آن باشد. هنگامي که بحث توسعه پيش مي‌آيد محيط زيست به کنار گذاشته مي‌شود. اگر بتوانيم بحث بهره‌وري خردمندانه از سرزمين را جايگزين کنيم همه‌جا در رسانه‌ها و بحث‌هاي توسعه‌اي جايگاه توسعه در دل بهره‌وري خردمندانه مي‌آيد. در تعريف بحث آمايش سرزميني، صنعت و کشاورزي هر کدام جاي خودشان را دارند و در اين ميان بحث اقتصاد اجتماعي هم باز مي‌شود که دقيقا جايگاه هر کدام از اين بهره‌برداري‌ها در سرزمين مشخص مي‌شود.
*طالبي: سازمان محيط زيست در بسياري از جاها در انتخاب کارشناس اشتباه کرده است و به همين دليل براي بررسي اوليه نمي‌تواند ابزار داشته باشد.  در اين برهه از زمان بايد جهاني فکر و محلي عمل کرد. و اين شعار خوبي است ولي اصل قضيه برمي‌گردد به اين‌که ما اين را در ميان مردم بياوريم و در اين راستا زماني در توسعه پايدار موفق مي‌شويم که مردم در آن دخيل شوند.  يک فرد دولتي يک مقدار نگران وضع آينده است ولي مردم اين‌گونه نيستند و به افرادي که نيستند ولي بايد از حقوق آنها دفاع شود فکر مي‌کنند. در آنها ديگر بحث رئيس و مرئوسي مطرح نيست. بنابراين تا زماني که مردم را در مسائل زيست محيطي دخيل نکنيم همين وضع را خواهيم داشت و دستوري عمل خواهيم کرد.  در اين راستا بهترين راه‌حل دخيل کردن NGO و تشکل‌ها و در عين حا ل بردن موضوع توسعه پايدار در روزنامه‌هاست تا به اين صورت مردم در بحث توسعه پايدار وارد شوند.  از لحاظ ديد کلي آگاهي‌رساني و آموزش جامعه بزرگ‌ترين اشکال ماست. مردم راجع به مسائل زيست محيطي حساس نيستند. اگر حساسيت ايجاد شود آن وقت ما به همه مسائلي که دوستان اشاره کردند خواهيم رسيد.
ادامه در شماره بعد