

| راز و رمز مد، روی میز نقد رنگ در لباس ايرانيان |
|
|
| پنج شنبه, 01 بهمن 1388 14:17 | |||
|
بشر مفهوم رنگ را از طبيعت و پديدههاي آن آموخته است؛ بنابراين شناخت رنگ همزمان با دورهاي از تاريخ است که بشر عناصر و ساختههاي طبيعي را لمس کرده است.
انسان غارنشين عصر ديرينه سنگي بدن خود را با گل اخراي سرخ و زرد آراست. در دوران ميان سنگي پس از کشف آتش با پختن گياهان لباسهاي خود را رنگ کرد. از عصاره برگ ويچ و پوست انار رنگ زرد، عصاره اسکوتي رنگ زرد ليمویي، برگ درخت کول مشکي روشن، پوست تنه درخت گردو رنگ مشکي و از گياهاني که رنگ دانه قرمز دارند رنگ قرمز به دست آورد. در دوران نوسنگي با کشف فلز نخست به ساخت رنگ پرداخت. در ايران باستان انتخاب رنگ با اهميت و تنوع همراه بود و معرف قوميت، شخصيت و منزلت اجتماعي بود. ايرانيان در طول تاريخ همواره به جنبههاي معنوي، عرفاني و هنري رنگ توجه داشتهاند. در اين ميان برخي از رنگها بيش از ديگر رنگها به چشم ميخورد؛ دليل آن اختصاص رنگ معين به طبقات بخصوص يا آثاري بوده که بيش از ديگر يادگارها باقي مانده است. لباس عيلاميان بنفش مايل به آبي با تزئينات سفيد نقرهاي بود. لباس گروههاي اجتماعي پايينتر قرمز ساردي نام داشت که از شکوفههاي درخت سانديکس گرفته ميشد. بنفش و آبي تيره رنگهاي سلطنتي بهشمار ميرفت و قهوهاي رنگ ويژه سوگواري بود. در مجموع، رنگهاي قرمز، زرد و آبي تيره از محبوبيت بيشتري برخوردار بود. رنگهاي ارغواني، نارنجي، قهوهاي، سبز زيتوني و آبي آسماني رنگهاي مورد علاقه هخامنشيان بوده است. در نقاشي کوه خواجوي سيستان که متعلق به دوران اشکانيان است يک سوارکار اشکاني باقي است که رنگ پيراهن او آبي و رنگ شلوارش سفيد است. رنگ سفيد در اين عصر کمتر جنبه قراردادي داشته و بيشتر تابع ذوق و سليقه و شرايط محيط بوده است. رنگهاي سفيد، آبي تيره و روشن و رنگ روناسي از جمله رنگهاي پرکاربرد دوران ساساني بوده است. در دوران اسلامي رنگ نقش مهمي را ايفا کرده و حتي نمادي از يک واقعه تاريخي يا يک دوره تاريخي به شمار ميرفته است. پيامبر(ص) از برخي از رنگهای روشن همچون سفيد استفاده ميکردند. پس از پيامبر، رنگ سفيد نشانه حکومت امويان شد و مخالفان آن سياه ميپوشيدند. پوشيدن لباس سياه را ابومسلم خراساني رواج داد؛ از اينرو به «سياهجامگان» مشهور شدند. چادر در دوران اوليه اسلامي و بعد از آن يعني در دوران تمام حکومتهاي ايراني از طاهريان تا ايلخانيان در رنگهاي زرد، آبي و سياه بود. در اوايل دوران بعد از اسلام مقنعه به رنگهاي مختلف بويژه سرخ رواج داشت. در تمام اين دوران لباسها در رنگهاي سفيد و الوان ديده ميشوند. در دوران طاهريان و صفاريان رنگ شلوارها، منصب و مقام پوشنده آن را تعيين ميکرد. مثلا نانواها شلوار سفيد و بزرگان و مردم عادي شلوار زرد و سفيد ميپوشيدند. در دوران ايلخانيان استفاده از رنگهاي تند و گرم مانند روناسي، قهوهاي و سبز زيتوني شدت بيشتري يافت. مردان لباسهاي سفيد و الوان با کفشهاي پارچهاي گلدار ميپوشيدند. لباس زنان نيز گلدار و رنگارنگ بود و چادر سفيد بر سر و از نقاب مشکي استفاده ميکردند. در اين عصر «زرد کلاهان» پيدا شدند و رنگهاي سياه و سفيد تاثير بيشتري روي لباسها گذاشت. دوران صفويه را از نظر صنعت پارچهبافي عصر طلایي ميدانند. پارچههاي خوشرنگ الوان در اين دوران بافته ميشدند. صفويان رنگ قرمز را براي کلاههايشان انتخاب کرده بودند و به همين دليل «قزلباش» ناميده ميشدند و در نتيجه رنگ قرمز در اين دوران از اهميت خاصي برخوردار شد. در اين دوران تمايلات شخصي نقش مهمي در انتخاب رنگ ايفا ميکرد. مردان صفوي پيراهن سفيد، نيمتنه و قباي گلدار، قرمز، زرد يا رنگ ديگر بر تن ميکردند. زنان نيز لباسهاي رنگين بر تن ميکردند و چادرهاي آنها جز در مجالس عزاداري سفيد رنگ بود. در دوران افشاريه و زنديه پيراهنهاي سفيد با کلاه قرمز و سفيد مرسوم شد. نادرشاه کلاه قرمز چهارترکي بر سر ميگذاشت که دستاري سفيد به دور آن پيچيده بود. زنان اين دوره چادر سفيد، بنفش و سياه بر سر ميکردند. در دوران قاجاريه به دليل سفر شاهان به اروپا تحول چشمگيري در لباس صورت ميگيرد. مردان پيراهن سفيد با شلوار آبي يا ارغواني و سرخ بر تن ميکردند. پيراهن طبقه کارگر آبي رنگ بود. زنان لباسهاي الوان ميپوشيدند. رنگ شلوار سفيد بود. گروههاي اجتماعي رده پايين شلوار مشکي ميپوشيدند. چادر آبي، قهوهاي و مشکي مرسوم بود. در دوران پهلوي بر اثر ارتباطات و رفت و آمد بيشتر با اروپا تاثيرپذيري لباس افزايش پيدا ميکند؛ نسل جوان از سنتها و باورهاي پذيرفته شده پيشينيان خود فاصله گرفته و آنرا براي دنياي امروز کارآمد و مناسب نميديد. کمکم افراد به اصطلاح امروزي رنگهاي شاد و متنوع پوشيدند و افراد سنتي رنگهاي نسبتا آرامتري به تن کردند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در سال 1358، بخشنامهاي به كليه ادارات و مدارس ارسال شد مبني بر اينکه لباس اونيفورم مدارس و فرهنگيان لباس گشاد باشد و البته رنگ در آن ذكر نشده بود. بر اين اساس لباسها از حالت تنگ و دامندار به لباسهاي گشاد كه شرايط پوشش اسلامي را داشته باشد، تبديل شد. در سال 1362 طي بخشنامهاي براي فرهنگيان، رنگ لباس آنان سورمهاي، قهوهاي، خاكستري و سياه مقرر شد. حتي قيد شده بود بارانيها و كاپشنهاي زمستاني فرهنگيان در قالب همين رنگها باشد. اين بخشنامهها و بخشنامههاي مشابه كه حدود، رنگ و حتي مدل لباسهاي رسمي در ادارات، مدارس و دانشگاهها را عمدتا تعيين ميكرد يكي از علل جدي گرايش مردم به لباسهاي تيره و تيرهپوشي عنوان شده است. در اين ميان با نيمنگاهي به افراطيگريهاي ناشي از ولنگاري در سالهاي پاياني رژيم طاغوت، اين باور رشد يافت كه پوشيدن لباسهاي روشن و متنوع به لحاظ رنگ، نشانهاي از بيقيدي است. مسلما گرايش عمومي به چادر تيره در ايران بويژه در شهرهاي مذهبي و قديمي ايران كه با تنوع پوشش کمتری همراه است، تاثير مستقيمي بر ديگر شهرها گذاشته است. با اينحال بيشترين رنگ لباس در ايران تيره، سرمهاي و غيرروشن است.
|